تبليغاتX
:::... چشم های بارانی ...:::
:::... چشم های بارانی ...:::
<< اگر در دنيا تو سهم من بودي، من بزرگترين سهامدار دنيا بودم >>
بر روي اين زمين در رهگذر

تندبادهاي آوارگي تنها رشته اي که مرا به جايي بسته بود
گسست اگر گفته بودي بمان مي دانستم که بايد بمانم


 و اگر گفته بودي برو
 مي دانستم که بايد بروم
 اما اکنون اگر بمانم نمي دانم که چرا مانده ام و اگر بروم نمي دانم که چرا رفته ام

 

چگونه نينديشيده اي که يک انسان يا بايد بماند يا برود و من اکنون در ميان اين دو نقيض بيچاره ام
 کسي که عشق رهايش ميکند بودني است که نمي داند چگونه بايد باشد
 و چه درديست بلاتکليفي ميان وجود و عدم

 

گفتا به شب سيه شفق پيدا نيست              گفتم که به خون من ببايدنگريست

گفتا چه سبک به عاشقي عمر گذشت         در خنده شدم من او ولي سخت گريست


 زيباترين غزلها در اشکهايم جاريست             ديوان چشمهايم در غمگين ترين غروب

نام تو را به ميهماني قافيه ها مي آورد           نامت آرزو و يادت اميد

به ميهماني شعرهايم خوش آمدي                غزل زيباي ديوانم

                <<  اگر در دنيا تو سهم من بودي، من بزرگترين سهامدار دنيا بودم >>

بيا پرواز اعتماد را با يکديگر تجربه کنيم وگرنه مي شکنيم الهام دوستيمان را

خيلي ها با هم مي خندند اما کم اند کساني که با هم نيز مي گريند

راز زيبايي غنچه در دهان بسته اوست

یا عـلــی

 
لينک نوشته
دوشنبه چهاردهم آذر 1384 -- مجتبی  

به نام آنکس که جدايی را آفريد تا شيرين شود لحظهء ديدار

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

نوشته هاي پيشين
آذر 1384
آبان 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383

پيوندها
جدیـدتـرین موزیـک هـای ایـرانـی و خارجـی
موزیـک های جدید فقـط اینجــا 1
موزیـک های جدید فقـط اینجــا 2
دانـلـود بهتـرین مـوزیـک ها
دانـلـود انـواع مـوزیـک
آنـلایـن مـوزیـک
وب سایت شــادمـهــر
وب سایت جدید شادمهر
پـردیـس مهتـاب
رهـگـذر کـــوی یــار
لــبگــزه
((... من همانم که بودم ...))


  RSS